|
|
|
|
|
برج سازی یا پزشکی یک نفر از نظام {پزشکی} یک کشور فرضی گفت: بر اساس مطالعات انجام شده ای، پيشبيني ميگردد كه به دنبال هدفمندي يارانهها در حوزه ی انرژی در ارايه خدمات بستري و برخي ديگر از خدمات حدود 45 تا 47 درصد افزايش تورمي را شاهد باشيم. این یک نفر با تاكيد بر لزوم توجه به بخش خصوصي درمان با هدفمندي يارانهها، گفت: بخش خصوصي درمان، 85 درصد خدمات سرپايي را ارايه مي کند و در استانهاي بزرگ 25 درصد خدمات بستري توسط بخش خصوصي ارايه مي گردد كه نيازمند توجه ويژه در هدفمندي يارانهها هستند حتی بیشتر از صنعت و حمل ونقل. http://www.jomhourieslami.com/1389/13891221/13891221_03_jomhori_islami_akhbar_dakheli_0002.html سوال ۴ گزینه ای: به نظر شما چرا نخبگان نظام{پزشکی} آن کشور فرضی در این چند وقت لاینقطع تأکید دارند که از حدود ۴۰ درصد تا حدود ۶۰ درصد هزینه های درمان افزایش داشته است؟ ۱- آن برادران نخبه فکر می کنند که عوام گاگولند و نمی فهمند(که البته درست فکر کرده اند). ۲- برادران پزشک فرضیمان کماکان فکر می کنند گازوییل سوزند اما حواسشان نیست که گازوییل سوزها هم تا ۲۵ درصد افزایش هزینه داشته اند نه ۴۷ درصد (یا۶۰درصد) . ۳- این که این عزیزان فرضی معتقدند سنگ مفت گنجشک هم مفت. فعلاْ می گوییم اگر گرفت که فبها المراد. ۴۷ درصد (یا ۶۰ درصد) را حالش را می بریم. اگر هم رسانه ها توی دهنمان زدند می گوییم رسانه ها بد منعکس کرده اند منظور ما این نبوده. کاملاْ تکذیب می کنیم. تقصیر یک خبرنگار مارمولک بوده که حرف ما را بد تفسیر کرده است. ۴- گیریم که هزینه های پزشکی اصلاْ زیاد نشده باشد؛ اما هزینه های برج سازی که زیاد شده. خوب این بیچاره ها هم مجبورند هزینه های سربار برج سازی را از ما عوام بگیرند. ۵-این قیمت ها در آن کشور فرضی کاملاْ کارشناسی است و اصلاْ قضیه این نیست که «پزشکان انسان دوست آن جامعه فرضی کاسب کار و برج ساز شده اند و نان اضطرار مردم به دهنشان مزه کرده است».هر مذنبی هم که چیزی بگوید از روی حسادت عوامانه اش است و تازه همین گزینه ی ۵ درست است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 21:25 توسط عبدالله مذنب
|
|
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالي هدفمندي شير يارانه اي چندی پیش، دیدهبان تریبون عوام، خبر زیر را در یکی از خبرگزاریهای کشورهای دوست و برادر جهان دومی، پیرامون هدفمند کردن یارانه شیر مشاهده کرد. «یک مقام مسئول در وزارت بازرگانی، حذف یارانه شیر را دور از ذهن ندانست و گفت: در حال حاضر تصمیم قطعی در این رابطه گرفته نشده است.» در مورد تحلیل این خبر، عبدا... جاهل خبرنگار تریبون عوام، مصاحبهای با کارشناس مسائل مهم و حیاتی، ترتیب داده که از نظر شما خواهد گذشت. مواضع افرادی که با تریبون عوام مصاحبه میکنند، نشاندهنده مواضع تریبون عوام نیست و هرگونه شباهت رفتار مسئولین کشور دوست و برادر با همتای داخلی، کاملاً تصادفی است. تریبون عوام: جناب آقای كارشناس در کشور دوست و برادر، طرح هدفمند کردن یارانهها در مورد حاملهای انرژی خوب آغاز شد، اما آیا حذف یارانه شیر و تقسیم آن بین خانوارها را هم در مسیر هدفمند کردن یارانهها ارزیابی میکنید؟ کارشناس مسائل مهم و حیاتی: ببینید، پاسخ سؤال شما اظهر من الشمس است؛ دولت کشور مذکور معتقد است، مدیریت یارانهها را به دست خود مردم بسپارد و برای تحقق این هدف، هر یارانهای را که مشاهده کند حذف کرده و آن را بین خانوارها تقسیم میکند. قاعدتاً یارانه شیر نیز از این امر مستثنی نیست. البته نظر بنده نیز موافق همین اتفاق است. شیر، نوشیدنی ارزشمندی است و مانند طلا باید قیمت آن مدام افزایش یابد تا مردم نیز متوجه شوند که شیر کالای ارزشمندی است و هر بیسروپایی نباید بتواند آن را تهیه کند و کلاس کار شیر را به عنوان یک نوشیدنی فاخر، پایین بیاورد.
تریبون عوام: عدهای معتقدند که یارانه شیر هماکنون هدفمند است و دولت کشور مذکور، فقط به واسطه قرار گرفتن در جوّ هدفمند کردن یارانهها تصمیم گرفته تا یارانه شیر را هم بردارد و آن را به صورت نقدی بین خانوادهها تقسیم کند. این عده معتقدند که دولت رفته کلنگ افتتاح رو بزنه، گرم شده و داره پِی ساختمون رو هم میکَنه، نظر شما چیست؟ کارشناس مسائل مهم و حیاتی: ببینید این حرفها افتراست. افرادی معلومالحال که معلوم نیست دولت کشور فوقالذکر چه هیزم تری به آنها فروخته و با دولت پدرکشتگی دارند، این شایعات را مطرح میکنند. خداوکیلی من ندیدهام که این دولت در جایی کلنگ بزند، پِی را هم بکَنَد، اما فنداسیون نریزد. انصافاً دولت مذکور بسیار پرمشغله و فعال است. گاهی اوقات حجم کار آنقدر بالا میرود که ورزشگاهی مانند ورزشگاه بزرگ روستای مُنگلدره اول افتتاح میشود و بعداً یکی از مسئولین، کلنگ شروع پروژه را در زمین چمن ورزشگاه میزند. اینها بداخلاقیهای سیاسی است و امیدوارم که این قبیل مشکلات در آن کشور به زودی حل شود و سریعتر به وضعیت مطلوبی شبیه به کشور ما برسند.
تریبون عوام: میبخشید منظورم این نبود، اجازه دهید سؤالم را به شکل دیگری مطرح کنم. به هر حال ما عوام و شما کارشناس موضوع هستید، اما مگر یارانه شیری که در مدارس یا در سطح شهر توزیع میشود هدفمند نیست که دولت کشور دوست و برادر قصد دارد آن را هدفمند کند؟ کارشناس مسائل مهم و حیاتی: خوب، سؤال جالب و دقیقی را مطرح کردید. فلسفه هدفمند کردن یارانهها در آن کشورچه بود؟ ته داستان این بود که یارانه همه کالاها و خدمات حذف شود و مدیریت یارانهها به خانوادهها سپرده شود. پس ما اگر یارانه شیر را حذف کرده و آن را بین خانوارها تقسیم کنیم، راه را درست طی کردهایم. در این حالت افراد میتوانند تصمیم بگیرند که با پول یارانه خود شیر بخرند یا اینکه اقلامی همچون چیپس، پفک، نوشابه، سیگار، زغال خوب و ... تهیه نمایند و یا حتی در سرمایهگذاریهای کلان ورود کنند. اما حالتی را فرض کنید که به واسطهی یارانه، شیر ارزان شده و نسبت به سایر اجناس، مزیت قیمتی پیدا کند؛ مسلماً مردم در چنین حالتی نمیتوانند تاب بیاورند و به ناچار از سایر اقلام صرف نظر کرده و شیر میخرند. در واقع یارانه دادن به شیر، مردم را مجبور به خرید شیر میکند و این رفتار، مغایر آزادی است. آیا خود ما این رفتار غیرانسانی را در آن کشور محکوم نخواهیم کرد؟
تریبون عوام: مسلماً چند هزار نفر ساعت در مورد این طرح کار کارشناسی انجام شده ... کارشناس مسائل مهم و حیاتی: بله احسنت، تحقیقات من نیز نشان میدهد که دقیقاً همین طور است؛ بنده نیز به عنوان کارشناس نخودی(نخود در این کشور دوست و برادر، از اهمیت و جایگاه ویژهای برخوردار است) در برخی جلسات آنها شرکت کردهام و البته این را هم عرض کنم که هزینه بلیت هواپیما را از دلارهای خودم پرداخت کردم تا ارز از کشور خارج نشود!
تریبون عوام: منظورم این است که شما خبره کار هستید اما به طور منطقی، مصرف شیرِ ارزانِ یارانهای بر خلاف مصرف انرژی و نان یارانهای، تبعات منفی همچون اسراف منابع کشور، آلودگی و ... ندارد و حتی کمک میکند که شیر در سبد غذایی اکثر خانوارها قرار بگیرد و سلامت عمومی جامعه افزایش یابد؛ آیا شما با این نظر موافقید؟ کارشناس مسائل مهم و حیاتی: ببینید، شما به عنوان نماینده قشر عوام، یک تحلیل سَرسَری از عدم لزوم حذف یارانه شیر ارائه دادید اما بنده با دقتنظر کارشناسی خود به شما میفهمانم که حذف یارانه شیر در کشور دوست و برادر، از یک پشتوانه نظری عمیق برخوردار است. دلیل اول اینکه مطابق با ضربالمثل «یا رومی روم یا زنگی زنگ»، ما مجاز نیستیم تا رفتاری تبعیضآمیز در قبال حاملهای انرژی و شیر داشته باشیم. عدم تبعیض مبنای قاعده عدالت است. به عنوان مثال اگر یک گلدان کوچک یک لیوان آب بخورد اما یک درخت بزرگ یک سطل آب بخورد این خلاف قاعده عدالت است چون رفتاری تبعیضآمیز رخ داده است. اگر پلنگ بتواند آهو را بخورد اما آهو نتواند پلنگ را بخورد باز هم رفتاری تبعیضآمیز رخ داده و این خلاف عدالت است. از این دست مصادیق بیعدالتی فراوان است اما به نظر بنده، دولتمردان آن کشور در خصوص یارانهها قصد دارند اجازه ندهند تا تبعیض و بیعدالتی رخ دهد و از این رو دنبال این موضوع هستند که یارانه شیر را نیز مانند یارانه نان و انرژی حذف کنند. دلیل دوم اینکه برخی کالاها به بیان علمی، Externality منفی یا شما در زبان فارسی به آن چه میگویید ...؟ بله، تبعات منفی دارند. در مباحث علمی اقتصاد گفته میشود که نباید به وسیله یارانه، این نوع کالاها را ارزان کرد. بر خلاف نظر شما و بسیاری از مردم عوام، بنده با استدلال اثبات میکنم که شیر دارای تبعات منفی است. در واقع، تفاوت کار کارشناسی و پندار عوام نیز در همین جاست. به هر حال وقتی شما به بچهها در مدارس شیر یارانهای بدهید آنها باهوش میشوند، اگر با استفاده از این هوش مجرم و خلافکار شدند چه؟ اگر به پشتوانه هوش خود از پدر و مادر و معلم خود سؤالهای سخت بپرسند و آنها را ضایع کنند چه؟ به عنوان مثال، بنده هماکنون به واسطهی باهوش شدن فرزندانم نمیتوانم آنها را گول بزنم و مدیریتشان کنم؛ از طرف دیگر، افزایش تعداد افراد باهوش، نرخ فرار مغزها را در یک کشور افزایش میدهد؛ آیا این پدیده مطلوبی است؟ با مصرف شدن شیر یارانهای کار و کاسبی کارخانههای نوشابهسازی، چیپس و پفکسازی و تنقلات سازی کساد میشود و هزاران فرصت شغلی از بین میرود؛ آیا این پدیده خوشایندی است؟ مصرف زیاد شیر و ارتقاء سلامت مردم، تعداد بیماران مراجعه کننده به پزشکان زحمتکش را به شدت کاهش میدهد و اجازه نخواهد داد که بیمارستانها با تمام ظرفیت خود کار کنند؛ آیا این امر منجر به کاهش بهرهوری در اقتصاد نمیشود؟ لذا خواهش میکنم تا با تحلیلهای سطحی و عوامانه، ادعا نکنید که مصرف شیر دارای تبعات منفی نیست.
تریبون عوام: از اینکه وقت ارزشمند خودتان را در اختیار ما قرار دادید متشکریم و امیدواریم تا در مصاحبههای بعدی بتوانیم از نظرات عمیق و موشکافانه جنابعالی بیشتر استفاده کنیم. کارشناس مسائل مهم و حیاتی: بنده نیز به نوبهی خودم از این تریبون عوام که پیشقراول ترویج نظرات کارشناسان و نخبگان کشور است قدردانی میکنم.
و آخر دعوانا، إذا جاء فاسقٌ بنبأٍ فَتَبَیَّنوا 16 اسفند سنه 1389 خورشیدی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 16:24 توسط عبدالله جاهل
|
|
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالی يك خبر: رييسكل سازمان نظام پزشكي در نشست خبري اعلام كرد:افزايش 40تا60 درصدي هزينه هاي حوزه سلامت با هدفمند كردن يارانه ها : رييس كل سازمان نظام پزشكي تصريح كرد اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها باعث رشد 40 تا 60 درصدي هزينههاي حوزه سلامت خواهد شد.
به نقل از سايت سازمان نظام پزشكي http://irimc.net/post/detail.aspx?mc=3&sc=1&pc=1&ctg=3&c=53〈=Fa اگر بعداً حذف نشود. اگر حذف شد برید سرچ کنید، پیدا می کنید. مثلاً: http://www.jomhourieslami.com/ يك نظر: پزشکان گازوئیل سوز اينطور گفتهاند كه بنا بر آن است که بنی بشر در مواجهه با مسائل پیچیده فسفر بسوزانند. از قضا به طور معمول و بر حق درک عامه بر این بوده که افراد متفکر و نخبهی جامعه بیش از سایرین فسفر بسوزانند و از آنجا که در جامعهی وطنی پزشکان گل سرسبد نخبگان به حساب میآمدند، لذا گمانهزنیها نیز شبههی فسفرسوز بودن پزشكان را تأیید میکرد. علی ایُ حالٍ شواهدی يافت شده است که نه تنها شبهه فسفر سوز بودن را در مورد این جماعت خدوم کلاً تأیید نمیکند بلکه ... بگذریم. از ما گفتن! قضاوت هم بر گردن وجدانهای آگاه و بیدار این عوام بدبخت پابرهنه که به درک که برای یک درمان 5 دقیقهای مجبورند 5 سال حاصل زندگیشان را به ثمن بخس به باد فنا بدهند. إن شاء الله سر پزشکان انسان دوست خدوم فداکار نخبه سلامت باد. كل هيكل عوامي نظير نگارندگان فوقالذكر فداي يك تار موي پزشكان انسان دوست ... بگذريم. یکی از همین برادران خدوممان که بندهی خدا عمر گرانقدرش را وقف اعتلای نظام[پزشکی] کرده، فرمایش فرمودهاند و میزان افزایش هزینههای حوزهي سلامت را در اثر اجرای قانون هدفمند كردن يارانهها 40 تا 60 درصد اعلام کردهاند. لذا بود كه به فكر اين حقيران جسارتاً چند گزينه ي محتمل خطور كرد كه اجمالاً در ادامه ذكر مي شود. اول اين كه ما نشنيده بوديم اما ظاهراً فسفر نيز جزء حامل هاي انرژي محسوب ميشده، اما افزايش قيمت آن فعلاً فقط به برادران خدوممان اعلام شده تا در بازار التهاب ايجاد نشود. از كجا معلوم اگر اعلام ميكردند كه فسفر گران ميشود، ممكن بود مردم به پزشكها هجوم بياورند كه آقا تا پيش از گراني بايد مريضيهاي داشته و نداشتهي ما را درمان كنيد. حالا يكي بيايد به اين مريضهاي عوام بفهماند كه آخر مگر اين پزشكان عزيز كه عمرشان را وقف اين كشور كردهاند به فكر يك قران و دو زار شما هستند كه فردا شما را درمان نكنند. اينها برادري شان را ثابت كردهاند. چه كسي گفته كه بزغاله دانهاي هفت صنار. اين وصلهها به اركان نظام[پزشکی] آقا نميچسبد حاشا. گزينهي دومي كه فكر اين دو عوام را مشغول كرد آن بود كه شايد در حين اجراي قانون هدفمندي يارانهها اين برادران باهوش و خلاق از فرصت استفاده كرده و از فسفرسوز به گازوئيلسوز تبديل شدهاند كه اين قدر زير بار هزينهها كمر خرد كردهاند و لذا براي جبران آن مجبور شده اند تعرفه ها را60 درصد افزايش دهند (الله يعلم)؟؟!!.. اگر گزينه دوم درست باشد ما از برادران زحمتكش نظام[پزشکی] گله داريم كه آخر قربان سرتان مگر اين همه وقت خدا را از شما گرفته بودند كه صاف همين الآن كه معركه بازار گراني گازوييل بود شما گازوييلسوز شديد. مي گذاشتيد قبلش، بعدش، فعلاً مسكوتش مي گذاشتيد تا بعد. آخر تصدق خاطرتان عوام كه نميفهمند. ميآيند از اين مقايسه هاي عوامانه و "هشت من نه شاهي" مي كنند كه آقا چطور اتوبوس و تاكسي هم كه مثل پزشكان گازوييل سوز( و بنزين سوز) است 15 تا 25 درصد افزايش تعرفه داشتهاند اما اين ها 60 درصد. آخر اين ها كه نميفهمند يك پزشك مخصوصاً وقتي با وجدان و متخصص باشد بيشتر از يك اتوبوس گازوييل مي سوزاند. عوامند و معذور. نميفهمند كه وقتي خودشان در قضيه ذينفعاند، صلاحیت این غلطها را ندارند که بخواهند بیدار و آگاه در مورد عمل قشر نخبه و فرهیخته این مرز و بوم قضاوت کنند. اصلاً عوام اگر صلاحیت داشت که عوام نمیشد؛ می رفت خودش را می کرد قاطی همین جماعت خدوم. آن وقت صلاحیت پیدا می کرد که خودش در مورد خودش تعرفه گذاری کند، سياستگذاري كند و قضاوت كند؛ کسی هم نمی گفت که برادر من! تو که خودت ذینفعی کدام آدم عاقل شیر پاک خوردهای به تو اجازه داده که برای خودت حکم صادر کنی. قرار شد بگذریم. ما هم می گذریم. چون اگر نگذریم.... بگذریم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 15:0 توسط عبدالله عوام
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالي عرض سلام داريم خدمت همه ي ملت شريف و در صحنه به ويژه اقشاري و زحمت كشاني كه خودشان را وقف نظام[پزشكي] نموده اند، اين جانب عوامی هستيم سراپا تقصير. يك روز نشسته بوديم دور هم گفتيم تو اين مملكت كه الحمدلله درجه ي آزادي به جايي رسيده كه هر ننه قمري هر چه مي خواهد مي گويد و ككش هم نمي گزد، چطور كسي به فكر نيفتاده براي چند ميليون عوام هم يك تريبون درست كند؟!!... مگر عوام آدم نيستند؟ دل ندارند؟ حالا يكي بگويد تريبونشان عوامانه بشود چه؟ خوب بشود؛ علف بايد به دهن بزي شيرين بيايد. نخبگان كاه هم تو آبشخور يك چنين تريبون عوامانه اي نريزند. نخبگان بروند وقتشان را صرف همان كارهاي عام المنفعه بكنند كه خير دنيايي اش كه هي بدك نيست، ان شا الله خير آخرتي اش هم كثير است. خير دنيايي اش باشد همان پرستيژ و پست سياسي و [به كسي بر نخورد،حقتان است] پول و ..... هزار بار شكر كه مملكت ما از آن مملكت هايي نيست كه از اين امُّل بازي ها در بياورند و بگويند نه آقا نمي شود!!... تو كه دنبال پولي برو پولت را در بياور! تو را چه كار سياست؟ تو را چه كار دغدغه ي مردم و از اين دلسوز بازي ها؟!!.... نه برادر من اينجا آزادي مطلق است. در اين جا هم مي تواني كاسب باشي، هم با پرستيژ باشي، هم حتي معتمد نظام و هم روز به روز مدارج ترقي را طي كني و گوشتت برود روي دنبه. كور شود كسي كه نمي تواند دنبه را به اهلش ببيند. شرح اين هجران و اين سوز جگر***اين زمان بگذار تا وقت دگر يا حق عبدالله عوام به اميد ديدار شما در AVAAM.BLOGFA.COM |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 20:43 توسط عبدالله عوام
|
|
||